چاره” و سه شعر دیگر

 

روی سرم گذاشته‌ام

کویرلوت را

به گردنم آویخته‌ام

هامون را

درچشم‌هایم ریخته‌ام

البرز را با دست راست

و زاگرس را با دست چپم

بلند کرده‌ام

می‌خواهم همه را با خودم ببرم

و بگذارم بالای تاقچه‌ی آسمان

که دیگر دست دود و باران‌های اسیدی

و دست آدم‌ها

به آن‌ها نرسد

دست‌هایم دیگر جا ندارند

یک نفر دریاچه‌ی ارومیه را

روی شانه ام بریزد

مهدیس ذکایی از ساوه

دوچرخه شماره ۸۹۰

تصویرگری: مهرانا سلطانی، ۱۵ساله از سروستان

تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام

این خبر را به اشتراک بگذارید :