به طور کلی دو مقوله هنروادب “متعهد” و “غیرمتعهد” را می‌توان به مثال زیر تشبیه کرد

در هنر “متعهد” ساخت اثرهنری، همانند فرایند تولید “عسل” است که زنبور عسل شهد گل‌ها و گیاهان را بعد از فرآوری به عسل تبدیل می‌کند که ماندگار و مانا و غیرقابل “فساد” است و چون از “شهد” به وجود آمده به “شهود” می‌رسد و باعث شادابی و لذت مادی و معنوی مخاطب می‌شود و واژگان الهامی خداوند به بهترین شیوه‌، بازپرداخت می‌شود. عنصر “بقا” در حیات بشر و مسیر سلوکی‌اش از خدا به خدا نیز، در همین مفاهیم می‌گنجد؛ چون هنر متعهد مبدأ الهامی‌اش از خدا و مقصد پیامی‌اش به سوی خداست. همان گونه که در سوره الرحمن می فرماید: الرَّحْمَنُ،عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ. و همین “بیان” که می فرماید به انسان آن را آموخته است خود دارای بزرگترین و گسترده ترین مفاهیم تفسیری است؛ من فقط به نکته شهودی آن توجه نشان داده و به آن استناد می کنم: این که خداوند با ما چگونه سخن می گوید؟ و ما در هنگام سکوت با او چگونه سخن می گوییم؟ و یا در نهان ما و آنچه در سر سویدای ما پنهان است؛ چگونه با او ارتباط برقرار می کند؟ آیا این همان رمز و راز بیان نیست که مرحوم “عمان” در سرآغاز “گنجینه اسرار” به آن اشاره می کند؟ کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن
این که گوید از لب من راز کیست؟
بنگرید این صاحب آواز کیست؟ “آنِ” شاعرانه ای که دستاویزِ متشاعران شده است، چیست؟ منبع تخیلی و حسی اش از کجاست؟ اگر مربوط به نژاد آدم است پس چرا همه شاعر نیستند؟ چرا تنها شاعران عارف توانسته اند بر قله های هنروادب اسلامی ،صعود کنند؟ اگر هنر(شعر )از عالم ماورا، الهام نمی پذیرد و تعهدی به مبدأش ندارد پس از کجاست؟ صدها سوال در حوزه نظریه پردازی شعر دینی و هنروادب اسلامی مطرح است که می توان به آنها برای اثبات این ادعا، استناد کرد. فقدان نظریه پردازی در هنر دینی و مبانی فکری آن دلیل نمی شود هر کسی که هراثر”رمانتیک” ساخت ویا سروده است، شروع به تخریب آثارهنر دینی کند!!هنر دینی تجلی جمال، جلال و کمال الهی در آیینه اوراق است؛ اوراقی که خداوند به قلم آن، نگارش آن، تعهد آن، قداست آن سوگند می خورد: “ن والقلم و مایسطرون”!
اگر سخن از شعر متعهد و هنر متعهد می‌شود به دلیل اهورایی بودن آن، همیشه کلمات به بخش هایی همچون “جمال شناسی” و “جلال شناسی” و “کمال شناسی “منتهی می‌شوند. در جمال شناسی منظور از چشم، “نگاه “است و نوع نگاه! اگر لذتی هم در آن باشد لذت کشفی ندارد بلکه لذت شهودی است و این “شهود” تنها در “مسیر الی الله” به دست می‌آید؛ چون خود شهود بخشی از تجلی “روح” است. اگر در شعر دینی گفته می‌شود “شاعر باید متعهد به سلوک دینی باشد”؛ دلیلش حرکت در مسیر “شریعت” و “طریقت” و در نهایت رسیدن به “حقیقت” است؛ حقیقت در هنر همان مرحله شهودی است؛ همان مرحله‌ای که ما در “نقاشی مینیاتور اسلامی –ایرانی” می‌بینیم که نه تنها عاری از “عریانی “است بلکه در آن هیچ گاه “سایه” دیده نمی شود؛ چون خودش، پیامش، شهود است و شهود خود بخشی از نور؛ و نور جلوه ذات حضرت پروردگار در عالم هستی است ! بخشی از یک مقاله تحلیل “هنروادب دینی”.

سیدعلی اصغرموسوی

تلگرام , کانال های تلگرام , بهترین کانل های تلگرام , آدرس کانال های تلگرام ایرانی , معرفی کانال تلگرام

این خبر را به اشتراک بگذارید :